تبليغاتX
داستانک
داستانک
تکه‌های کوچکِ گفتنیِ زندگی
یکشنبه 22 آبان1384
پدر

برایشان اسپند دود کردم . برای خواهرم و تازه دادماد که برای بار اول به خانه ام می آمدند . آنجوری که می گویند و اینجوری که من ، خودم حس کردم ؛ در جریان ازدواج دختران ، بار اصلی بر روی دوش پدران است . حتی بار عاطفی̗ همفکری . ما از همان چند سالگی بابا نداشته ایم و من تنها برادر اویم . اینبار هم نتوانستم - مثل تمام زندگی گذشته ام - آن مسئولیتی را که باید به ارث ببرم و بردوش بکشم ، بخوبی انجام دهم .

.... میون تنهای دنیا ، شده تنهایی نصیبم

کاشکی بودی و میدیدی، اینجا بی تو چه غریبم

کاش می دونستی که بی تو ، مرگ تدریجی هستی

یاد تو تنها رفیق توی هشیاری و مستی

من هوای گریه کردن ، تو صدای گریه من ، یاور خوب و نجیبم ، بی تو من خیلی غریبم.

(آهنگ پنجم آلبوم زن ایرانی- ویگن، این آهنگ رو هم احسان انداخت توی کله من)

+ نوشته شده در 22 توسط ..
شنبه 21 آبان1384
احسان همیشه نوشتن منو مسخره می کرد - نظر یکی از دوستان خوب رو هم که توی ایمیل برام نوشته بخونید چون بامزه است .  من باید به این موضوع جدی تر فکر کنم!!

be nazare man alave bar bakhshe nazarat, ye bakhshe tafsirat ham bezar ke oonja mizagerd bezarim nevshtehaye mafoghe dark ro oonja tozih bede.ya "pishnhad midam esme weblogo avaz kon bezar "chistanak

+ نوشته شده در 21 توسط ..
پنجشنبه 19 آبان1384
عشق-2

راست می گویند که عشق نمی میرد . تازه من میگویم ماندگار است بدجوری هم ماندگار است . هروقت باهاش حرف می زدم و هر بار که این رابطه نکته ای خاص داشت ، نام او می آمد .

می خنداندمش ، می گفت : اگر بدانی که چه جوری می خندید ....

مسخره بازی در  می آوردم ، می گفت : یکبار از این کارش آنقدر خندیدیم ....

نازش را که می کشیدم می گفت : او طاقت ناراحتیم را اصلاً  نداشت ، کافی بود که ...

با من خیلی خوب بود . همه چیز خیلی خوب بود ولی وسط همه خوبیها، او بود .

+ نوشته شده در 9 توسط ..
دوشنبه 9 آبان1384
جنگ

ننه گیلانه برای من دردناک بود ولی بعضی از دردها را باید حتما چشید و فهمید . خواستم بگویم که این فیلم را ببینید و کاراکتر ننه گیلانه را باور کنید . من به دلایل مشخص ده ها نمونه از این کاراکتر را در اطرافم دیده ام؛ زنهایی که اگر منصفانه نگاه کنی  بسیار بیشتر جنگیده اند و بارها کشته و زخمی و اسیر و مجروح شده اند .

+ نوشته شده در 22 توسط ..
یکشنبه 8 آبان1384

احسان هم منو تنها گذاشت . البته از اول هم بخاطر اینکه من راه بیفتم اینجارو ساخت و همراهی کرد تا به یک جاهایی برسد . ازش ممنونم . تنهایی خوب نیست ولی من همه سعی خودم را می کنم که اینجا سرپا بماند . تنهایی خوب که نیست هیچی سخت هم هست ......

+ نوشته شده در 23 توسط ..
پنجشنبه 5 آبان1384
به آخر خط رسیدم و حوصله چندانی برای نوشتن ندارم. از این به بعد اگر هم دو خطی سر هم کردم تو همون یاد داشت ها مینویسم. نوشتن این وبلاگ هم زین پس به عهده ابوذر خواهد بود..

به امید دیدار

...

احسان 

 

 

+ نوشته شده در 19 توسط ..
یکشنبه 1 آبان1384
علی

علی برای من دیگر امام اول ونماد شیعه و این حرفها نیست . مدینه فاضله را که شنیده اید . برای من علی، مدینه فاضله آدمهاست . با آنکه از ارزشمندی چند سالی است که به دلایلی دور می شوم ولی احساسم به علی و این روزهایش همانطور پاک و ساده برایم مانده است . همه اش حسی است . من که  خیلی وقتها ازاحساس خیلی دورم این شبها با شعرهای رادیو هم می توانم به خلوتم بروم و بچه بشوم . می توانم به نهایت انسانیت فکر کنم ، به علی

....

 

ابوذر

+ نوشته شده در 22 توسط ..