آزاد شدند... :)
آیا اینان همان قبلیهایند؟
جا مانده است چیزی جائی
که هیچگاه
هیچ چیز
جایش را پر نخواهد کرد
نه موهای سیاه
نه دندانهای سپید
ترشی بادمجان را دوست دارم؛ تمام قسمتهایش را میشود خورد، حتی آن قسمتهای سبز و تلخش، حتی پوستش.
کاش میشد دنیا را ترشی انداخت...
با توجه به گذشت زمانه و پیشرفت علم میگویم،
بسیار از ما حاصل یک اتفاقیم
حاصل یک لحظه غفلت
و یک عمر تفکر بر سر آنکه اگر غفلتی نبود ...؟!
بدبین شدهام این روزها
حتی به زایش
حتی به بهار
چقدر تلاش کردم و تلاش کردی تا پس از ماهها این رابطه "عادی" دوستانهمان "نزدیک"تر شود.
.
.
دهانت چه بوی بدی میدهد...
پی نوشت : ژاله اصفهانی در بیمارستانی در لندن درگذشت. نمیدانستم این شعر از اوست، روانش شاد.
شاد بودن هنر است،
گر به شادی تو دلهای دگر باشد شاد.
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست.
هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود.
صحنه پیوسته به جاست.
خرّم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد.